گاهی از سر عادت زانوهامو بغل می کنم کنار پنجره ی اتاقم می شینم و فکر می کنم و حتی بعضی وقتها فکرم به شکل سیمرغی در میاد که من سوار خودش می کنم و من با دو دستم گردن سفیدشو می گیرم و پرواز می کنیم ؛ بالای بالای بالا اینقدر بالا که همه چیز خیلی کوچک به نظر میرسه آدما ، درختا، خونه ها، خیابونا ..........همه چیز همه چیز جز ع ش ق
شاید خیلی چیزهایی مجازی باشه که خیلی آدم ظاهر بین جذب خودش میکنه که نورش سو سو می کنه و هر لحظه با فوت کوچولویی از غم رنج مشکلات از بین می ره ولی یک نوری هست که مثل آدم رویین تن می مونه مقاوم ، قوی،.......
در همه ی سفر هام همانطور که رو ابرا نشسته بودم می خندیدم و دنیای کوچولو رو از روی ابرا می دیدم توجهم جلب نوری می شد که همیشه می درخشید همیشه با نورش تجلی بخش دنیا میشد و حتی طوفانی از غم و درد و رنج و مشکلات در برابرش هیچ و ناتوان بود .........
همیشه می دیدم که نورش مثل آهنربا فقط جنسای خاصی به خودش جذب می کنه ؛ خیلیا می خواستند جذبش بشند ولی نتونستند می خواستند اما از جنسی نبودند که بتونند جذبش بشند و آغوش این آهن ربا برای کسایی باز بود که نیروی بخصوصی داشتند....
خیلی دنیا را از بالا قشنگ تر می دیدم خیلی زیبایی داشت اما در طول چند ساعت فقط چشمان من به این درخشش ستاره های کوچولو زل زده بود نه اون دنیای پر زرق وبرق؛ این ستاره های هرجایی نبودند ، دست هر کسی نبودند فقط یکسری جاهای خاص بودند و فقط دست بعضی از آدم ها بودند و اندازه های این ستاره ها با هم فرق داشت اندازش بستگی به قلب این آدم ها و لبخند روی لبشون بود ؛ از اون بالا همه چیز کوچیک بود اما مهربونی یا خوبی یا صداقتو خوب می شد دید می دونی چطوری؟
به خاطر اون ستاره هایی که دستشون بود
اون ستاره نبود صداقت بود........
مهربونی بود...........
گذشت بود.............
صبر بود............
قلب پاک بود..............
ایمان بود..............
اوج دوست داشتن بود.............
اون..............
اون................
اون عشق بود، آره عشق
به زبون یک کلمه ی عادی شده و تکراری مثل درس های زندگی مون شده مثل بابا آب داد درس 7 سالگی زندگی مون که 365 روز سال تکرار می شه اما برای من متفاوت بود چون مثل بقیه بهش نگاه نکردم چون کمکم کردی تا متفاوت ببینمش.
امین عزیزم اگر تونستم معنای عشقو خوب ترجمه کنم فقط به خاطر حضور توست.
دنیای سیاه و سفید منو رنگی ،ممنونم.
منو عاشق خدا کردی ، ممنونم.
به من یاد دادی که پیمانه عشق فقط با عشق پر نمیشه بلکه با عشق همراه با صبر و گذشت پر میشه.
به من یا دادی که وقتی عاشقِ نهایت عشق یعتی ،خدا،بشی می تونی عاشق بندشم بشی.
ممنونم عشقم که به من کمک کردی که همیشه روبرو نبینم و تک بعدی به هر چیزی نگاه نکنم.
ممنونم که به من یاد دادی که هر چیز زشتی می تونه قشنگ باشه فقط کافیه که دیدمو به اطراف عوض کنم.
ممنونم که منو متوجه نعمت های خدا کردی که در اختیارم قرار داده.
نمی دونم کلمات حقیرند یا من از گفتن عشقت قاصرم.
فقط می دونم که دوست دارم ، با تمام وجودم، عزیز مهربونم.